على ربانى گلپايگانى

207

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

اعادهء « زمان » نيز فرض شده است و در نتيجه موجود « مبتداء » و موجود « معاد » در ذات و تمام خصوصيات وجودى حتى « زمان » هم يكسان و متحدند ، و از طرفى اين دو با يكديگر تمايز هم دارند ، زيرا يكى متصف به حيثيت ابتداء است و ديگرى متصف به حيثيت « عود » مىباشد . اكنون بيش از سه فرض در اينجا متصور نيست . 1 - موجود واحد ، متصف به هردو حيثيت ( ابتداء و عود ) باشد . اين اجتماع ضدين و باطل است « 1 » . 2 - هردو حيثيت باشد ، لكن حيثيت ابتداء منقلب به حيثيت « عود » گردد ( يا بالعكس ) . و اين همان انقلاب حيثيت و امرى محال است ؛ زيرا حيثيت ابتدائيت مقوم واقعيت و هويت اين موجود است و فرض اينكه هم داراى حيثيت ابتداء باشد و هم منقلب به حيثيت اعاده گردد ، چيزى جز اجتماع نقيضين نيست . 3 - اين موجود واحد ، تنها متصف به يك حيثيت باشد ، و آن هم حيثيت « عود » ، و اين بر خلاف فرض است ، زيرا فرض اين است كه ما موجودى به نام « مبتداء » داريم و موجودى به نام « معاد » و صرف نظركردن از هريك از اين دو حيثيت بر خلاف فرض است . بيان و تقرير ديگر اين دليل اين است كه هرگاه موجود اوّل با زمان مخصوص آن اعاده گردد ، در نتيجه اين موجود در همان زمان نخست ايجاد و احداث گرديده است ، پس در عين اينكه معاد است ، مبتدا نيز خواهد بود و اين خلف فرض است « 2 » ، ( زيرا فرض اين است كه اين موجود معاد است نه مبتداء ) . تفاوت اين تقرير با بيان گذشته اين است كه در تقرير گذشته روى حيثيت ابتداء و حيثيت معاد تكيه مىشد ، و در اين بيان به خود زمان ابتداء توجه شده است ، ولى در واقع بيان گذشته هم به همين بيان بازمىگردد ، زيرا حيثيت ابتداء و عود ، از

--> ( 1 ) اين فرض در متن نيامده است ولى مرحوم سبزوارى در حواشى شرح منظومه آن را يادآور شده است . ( 2 ) قواعد المرام ، ص 147 .